تبلیغات
ლ ❦ ღ نفس های تو عشقم ღ ❦ ლ - یه طنز تلخ و شیرین...






مش غلوم هم عاقبت شد اهل دیش

آنتنی بگذاشت در ایوان خویش

تا زند گشتی در این کانال ها

فیلم ها و همچنین سریال ها

بالشی بر پشت و ریموتش به دست

صبح تا شب پای تی وی می نشست

 



بقیـــ ــــــ ــــه ی شعر در ادامه مطلب موجود است خخخخ

فیلم ها بر روی او تاثیر کرد

کم کمک رفتار او تغییر کرد

هر زمان می دید از آن تیپ ها

شکوه سر می داد و می گفت : ای خدا

از چه رو یارم فشن اندام نیست

یعنی آن چیزی که من میخوام نیست

همسری تیپیک تر باید گرفت

یک کمر باریک تر باید گرفت

در پی این عزم و تصمیم ، آن خپل

بر سبیل و موی خود مالید ژل

رفت و یار خوش ادایی تور کرد

دلبر بالا بلایی جور کرد

چند وقتی روزگارش خوب بود

چونکه یارش ظاهرا مطلوب بود

یار هم از او سواری می گرفت

بسته بسته ده هزاری می گرفت

بی مهابا خرج می کرد آن بشر

تا شود از دیگران خوش تیپ تر

مش غلوم وضعش یه هو ناجور شد

زرت او یکباره بد قمصور شد

یار، اهنگ جدایی ساز کرد

نغمه های بی وفایی ساز کرد

طالب مهریه اش شد ناگهان

مش غلوم بر کله و بر سر زنان

تا که از این غصه و اندوه و درد

طبق اسناد پزشکی سکته کرد

چون که بیرون امد از حال کما

گفت پایین اورید این دیش را

چون که این سریال ها یک دام بود

تشت رسوایی من بر بام بود

گند زد یار فشن بر هیکلم

ای به قربان عیال اولم

ای فدای وزن و هم پهنای او

جنگل پر پشت ابروهای او

ای فدای موی مش نادیده اش

چشم های سایه نامالیده اش

هر کجا باشد صدایش می کنم

بعد از این جان را فدایش می کنم....


تاریخ : جمعه 20 شهریور 1394 | 10:49 ق.ظ | نویسنده : ... .... | نظرات
نمایش نظرات 1 تا 30

  • قالب وبلاگ
  • اس ام اس
  • گالری عکس